نفس عمیق

وقتی از وسیله حمل و نقل عمومی بزرگ که دارای خط ویژه (همان بی.آر.تی خودمان) پیاده شدم باران نم نمک می بارید نفس عمیقی کشیدم تا بوی خوشایند باران را حس کنم ولی کمی از این نفس عمیق بوی باران بود و بقیه اش هم بوی دود اتوبوسی بود که راننده محترمش با فشردن پدال گاز به خورد اینجانب دادند. روی پل عابر پیاده کمی مکث کردم تا حداقل آن بالا نفس عمیقی بکشم که تصویر هولناک ترافیک آن زیبایی هوا را مخدوش کرد و من هم در آن نقطه بی خیال نفس عمیق شدم. سوار وسایل نقلیه کوچک یا همان تاکسی شدم یک چهار راه که گذشت به جلوی باغی ..ببخشید دانشگاهه رسیدیم گفتم اینجا نفس عمیق بکشم تا خواستم نفس عمیق بکشم کامیونی در کنار تاکسی  توقف کرد و برای جلوگیری از خاموش شدن ماشین سنگینش پا را تا جایی که شرکت سازنده اجازه داده بود روی پدال فشار داد و باز هم دود از این شهر دودی نصیب من شد. کم کم داشتم بی خیال هوای تازه می شدم که به چهار راه بعدی رسیدم نفر کناری می خواست پیاده شود و من باید پیاده می شدم سریع پیاده شدم تا آقایی که کمی سنی ازش گذشته بود بتواند پیاده شود و من تا او پیاده شود نفس عمیقی کشیدم وسط نفس عمیقم بودم که راننده داد زد آقا سوار نمی شی برم؟ و ومن هم باز نفس عمیقم را جا گذاشتم و سوار ماشین شدم آخر خط پیاده شدم در راه تا سر کوچه مان به این فکر می کردم که واقعا نمی شود از هوا به این خوبی هم لذت برد؟ در شهری که همه خودشان را می کشتند تا به زندگی در آن برسند و من می خواستم از این شهر بروم داشتم به این فکر می کردم که تا چند سال دیگر می توانم تهران را ترک کنم که کمتر بخواهم وارد این شهر دود و گوگرد شوم ولی به این فکر نمی کردم که چقدر نفس می کشم یکی اش هم نفس عمیق نیست! در حالیکه همه اش می توانست عمیق باشد.


/ 2 نظر / 9 بازدید
arvin

سلام محمد جان شما سایتون سنگین شده تحویل نمی گیری [نیشخند] مطلب جالبی بود جددا همینه www.3FR.ir

ارمیا ایرانی

سلام اخوی به جای اینکه دنبال جایی باشی برای نفس کشیدن فکر اون چند بدبخت باش که سره شهرک منتظر شما هستند حالا به درک که اون ها اون جا وایسادند لا اقل یه زنگ بهشون بزن که دارم دنبال هوای پاک میگردم نمیتونم بیام!!! همین!