نیمکت

1-قرار:

سرد بود هوا. رفت به پارک. قرار داشت با چند نفری. آمدند آن چند نفر. صحبت کردند با هم. کم شد از سرمای هوا کمی. نشستند در آلاچیقی. کثیف بود آلاچیق. نکردند تمیزش. یخ بود نیمکت هایش. خوش بودند با هم. گذشت کمی از زمانشان. جدی شد بحث ها. شد جدی خیلی. بود شیر آبی در کنار نیمکت. بد شد حال یکی شان. زد به صورتش آبی. بهتر شد حالش. گفتند به او رفقایش: خانه برو. رفت او به همراه رفقایش به خانه. رساندندش به جلوی خانه اش البته. شد برایشان خاطره نیمکت یخ زده ولی.

2-فرار:

نشست روی نیمکت نفس زنان. گرفت آرامش کمی بعد. بلند شد از روی نیمکت و دوید به سمت  دیگری. دنبالش بودند البته.

3-بی قراری:

نشسته بود روی نیمکت. می خواند روزنامه. نشست کنارش شخصی. نشستند با هم به گفتوگو. کردند صحبت از هر دری با هم. رفت نفر دوم از کنار نفر اول. شد جابجا نفر اول. گذشت کمی از زمان. شد باز جابجا. شد عصبانی نیمکت. درآورد میخی از دلش. ترجیح داد فرار را بر بی قراری.     


/ 2 نظر / 6 بازدید
3fr

احتمالا طرف کلاساشو نمی پیچونده

امیدوارم نظرم رسیده باشه