سازم کوک نیست!

امروز دیگه خسته شدم خواستم سازم را بشکنم که سارا نگذاشت گفت: آخه تو با این ساز کار می کنی گفتم دیگه خسته شدم از ساز زدن برای دیگران می خواهم گیتار برقی بخرم، دیگه از سه تار خسته شدم. گفت  حالا چرا گیتار برقی؟ منو می گی خودم مونده بودم که چرا گیتار برقی که سارا پرسید. من هم که هیچ وقت کم نیاورده بودم گفتم مگه چه شه صداش قشنگ نیست که نیست! کلاس نداره که داره مصرف برقمونو بالا نمی بره که می بره دیگه ی می خوای از این تکنولوژی عزیز چه کاری خواستی بکنی که تکنولوژی برایت انجام نداده داشتم می گفتم که سارا حرفم را قطع کرد که آخه آدم عاقل تو می تونی گیتار برقی بزنی تو همین سه تارش رو هم نمی تونی بزنی. اون موقع نفهمیدم ولی بعد که فکر کردم دیدم از چه راه خوبی وارد بحث شده بود سارا. می خواست حساسیت منو بسنجه که سنجید. من هم آمپرم رفت بالا که به موسیقی سنتی توهین شده! چه غلطا منو میگی صدایم تا حالا اون قدر بالا نرفته بود که خودش نشان خوبی برای ادامه کار در زمینه آواز بود.با همان صدای در اوج گفتم به موسیقی سنتی توهین می کنی به کار من توهین کردی هر کی از خونش در میره یه گیتار برقی می خره و شروع می کنه تو پارتی ها زدن که شانس بیاره کارش بگیره. اون وقت تو به من که ده ساله دارم سه تار می زنم میگی گیتار برقی نمی تونم بزنم واقعا تعطیلی خیلی بی تربیتی تو که فرق سه تار و گیتار رو نمی دونی حرف نزن اصلا می دونی چیه تو اصلا نپرسیدی که چرا می خوای سازتو بشکنی من می خوام ساز درونم رو که کوک نیست بشکنم آره ساز درونمو می خوام بشکنم می خوام ساز درونمو عوض کنم که هرچی میزنه برقصم و دشتی هم نتونه بزنه آدم عاقل یا جاهل. اولش می خندید آخرشم می خندید. گفت پس زدم به هدف گفتم هدف کدوم هدف گفت می خواستم ببینم چقدر سازت رو دوست داری دیدم خیلی دوستش داری. حالا اگر منو دوست داری و بخاطر اینکه ساز جفتمون کوک بشه یک دشتی بزن!!!

 

/ 1 نظر / 23 بازدید