کوچه ملی

از بیرون آمد کیفش را گوشه ای پرت کرد، لباس هایش را کند و لباس های داخل خانه اش را پوشید. بعد روی صندلی ننو مانندش نشست کنترل را از روی میزش برداشت کانال های تلویزیون را بالا پایین کرد چیزی نداشت کنترل را به دورترین نقطه ای که توانست پرت کردو با برخورد کنترل به دیوار تلویزیون خاموش شد. کتابی که روی زمین افتاده بود را برداشت کمی نگاهش کرد و آن را ورق زد کتاب شعر بود کمی شعر خواند خوشش نیامد. کتاب را روی میز گذاشت و روزنامه هایی که آورده بود را نگاه کرد بعد از خواندن چند تیتر آن ها را هم مچاله کرد و به گوشه ای پرت کرد همان جایی که روزنامه هایش را پرت می کرد. کمی غژ غژ صندلی اش را درآورد و سیگار برگی روشن کرد وسط سیگار برگش بود! کنترل ضبطش را برداشت ضبط را روشن کرد چند آهنگی را رد کرد تا به کوچه ملی رضا یزدانی رسید گذاشت رضا بخواند:

هنوزعکس فردین به دیوارشه

هنوز پرسه زدن تولاله زار کارشه

تو رویاش هنوزم بلیط می خره

می گه این چهارشنبه رو می بره

تو جیباش بایط های بازندگی

روی شونه هاش کوه این زندگی

حواسش تو سی سال پیش گم شده

دلش زخمی حرف مردم شده

سر کوچه ملی یه مرد یه مرد

که سی سال پیش ساعتش یخ زده

...

دیگه با این آهنگ خوابش برده، نمی دانم فدا با چه صدایی بیدار می شود؟

/ 1 نظر / 10 بازدید
arvin

اولا فردا یه "ر" جا مونده دوما معلومه با صدای جیغ جیغه زنش و جارویی که تو ملاجش می خوره [خنده]