فروشنده

1-لواشک:

"لواشک دارم. لواشک جومونگی دارم. لواشک خوشمره دارم. ..." این صدایی بود که از بخش بانوان قطار مترو می آمد. بعد از چند دقیقه وارد قسمت آقایان شد و به من هم تکه لواشکی رسید. لواشک جومونگی هم خوش مزه بود. (این بخش تبلیغات نبود!) فروشنده دخترکی بود که انگار در شبکه ای بزرگ می زیست. وقتی می خواست وارد ترن بشود پرسید هم کارش یعنی فروشنده لواشک داخل هست یا نه؟ بعد که مطمئن شد کسی نیست وارد قطار شد. بخش زیادی از اجناسش را فروخت و برای من جالب بود این درآمد این شغل های کاذب!

2-شارژ:

پسرک وارد ترن شد. در گوشه ای ایستاد. بدبختی از سر و ریختش می بارید. در گوشه ای کز کرده بود. تصویرش را سنگ می دید مستقیم تصعید می شد چه برسد به مایع! فکر می کنم در کمتر از چهار دقیقه که فاصله بین دو ایستگاه است بیش از پنجاه هزار تومان فروش کرد. یکی از خانم ها که سنی از او گذشته بود، فکر می کنم برای تمام خاندانش که سیم کارت اعتباری داشتند و نداشتند شارژ خرید. این هم نوعی بازار گرمی است دیگر!

شغل های دیگری هم در مترو فعالیت داشتند که از اشاره به آنها می گذریم و ما در بخش آقایان فقط صدایی داشتیم و چون نمی شود در مورد چیزی که ندیده ایم چیزی بگوییم پس صرف نظر می کنم. راستی صبح سوار تاکسی بودم یکی از مسئولین مترو می گفت که ماهی بیست و یک میلیارد تومان "فقط" هزینه خرید قطار می شود!

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
محمود اسکندری

.......................................................... ______________&&&____&&& _¯_¯ _¯_¯. ______________&&&____&&& ______________&&&____&&& ______________&&&____&&& _¯_¯_¯_¯. ______________&&&____&&& &&&&&&&______&&&____&&& &&&&&&&______&&&____&&& _¯_¯_¯_¯. _____&&&______&&&_____&&&&&&&&&________&&& _____&&&______&&&_____&&&&&&&&&________&&& &&&&&&&&&&&&&&&____________&&&_________&& سلام دوست عزيز وبلاگت خيلي پرباره من هم بانام(بازارچه دانلود) به روزم اگرمايل به تبادل لينک هستي من رو