یه اشتباه کوچولو

یک شب از خانه خارج شدند. در ماشین را باز کرد تا همسرش سوار شود، می خواست سوار شود که یادش افتاد هدیه ای که خریده را جا گذاشته است. بچه را به همسرش سپرد و به خانه بازگشت تا هدیه را بیاورد. بچه بی تابی مادرش را می کرد، او را در حالی که پشت فرمان بود بقل کرد و گذاشت با فرمان و... بازی کند، همانطور منتظر مادر و همسرشان بودند ماشینی که از روبرو وارد کوچه شده بود سه بار نور بالا زد. مرد هم از روی کنجکاوی و شوخی با سه نوربالا جوابش را داد. بعد از چند لحظه نور موضعی کوچک قرمزی را روی صورت بچه اش دید. خواست ماشینش را روشن کند تا به پارکینگ برگردد، ولی دیر شده بود چون سوئیچ را بچه اش برداشته بود و کف ماشین انداخته بود. خواست پیاده شود، ولی در هم قفل بود. قفل را باز کرد و از ماشین در حالیکه بچه اش را بقل کرده بود خارج شد. به طرف در رفت، همان موقع همسرش در را باز کرد بچه تا مادرش را دید از بقل پدرش پایین پرید و به سمت مادرش که می خواست به سمت ماشین برود، رفت. مزد که کاملا از ترس زیاد تکلمش را از دست داده بود، تنها کاری که کرد به طرف همسرش که بچه را بقل کرده بود دوید و آنها را به داخل خانه کشاند. وقتی به داخل خانه پرت شدند، همسرش که کاملا عصبانی شده بود گفت چت شده؟ مرد در جوابش گفت بچه کووو؟ بچه وارد خیابان شده بود. صدای تیری آمد و مرد به عجله وارد خیابان شد، مردی رت دید غرق در خون که فرزندش بالای سرش نشسته است. وقتی به بالین آن مرد رسید صدایی با عصبانیت و خشمی فروان و بسیار رسا گفت: کات!

او خانواده اش نمی دانستند که قرار است در کوچه شان فیلمبرداری شود، چون گروه فیلمبرداری خبر نداده بودند تا واقع گرایانه فیلمبرداری کنند.(عجب گروه فیلمبرداری تعطیلی!)

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
3fr.ir

soal: 1. ba farmano che bazi kone [نیشخند] 2. dastan ba'es shod harche fosh balad bodam yad avari konam [قهقهه]