خرابکاری

وارد محیطی ناشناخته شدند، اشیائی آنجا بود که برای آنها نامانوس بود. به سمت آنها رفتند، کلی دکمه روی میز بود با اشکالی در بالایشان. آنها بی توجه به علامتی که روی در بود وارد اتاق شدند و با دکمه ها بازی کردند، چند دکمه را فشار دادند و چند چراغ قرمز و زرد و نارنجی روشن شد. باز هم بی توجه به آن چراغها که می گفتند که خطری در راه است به کار خود ادامه دادند. کمی بعد ساختمان کمی لرزید، رفتند زیر میز تا زلزله تمام شود. وقتی بیرون آمدند چراغ ها با شدت بیشتری می چرخیدند. بعد از گذشت چند دقیقه باز ساختمان لرزید، آنها این دفعه که از استحکام خانه مطمئن بودند از جایشان تکان هم نخوردند. آنها که از فرم دکمه ها و شکلها خوششان آمده بود باز هم با دکمه ها بازی کردند. در حال بازی کردن با دکمه ها بودند که در اتاق باز شد. نیروهای امنیتی ساختمان بودند! که بعد از مدتی یادشان آمده بود که کسی یا کسانی ناشناس وارد اتاق ممنوعه شده بودند. وارد اتاق شدند و از آنها پرسیدند شما؟ گفتند توریست هستیم و آمده ایم این ساختمان را که می گویند ساختمان مهمی است، ببینیم! و با دکمه هایش بازی کینم. در ضمن زبان شما را هم بلد نیستیم و هر دکمه ای را که می زنیم دستگاه یه چیزی می گه! مثلا اولش می گفت: برق ساختمان قطع و وصل میشود و تا سه دقیقه دیگر تمام دستگاهها منفجر می شوند! چند دقیقه بعدش هم ساختمان لرزید. یا می گفت فشار گاز ساختمان ده برابر شده و لوله ها گنجایش این حجم را ندارند! بعد از دو دقیقه باز ساختمان لرزید. آقا شما می دانید معنی جمله ساختمان تا ده دقیقه دیگر خراب می شود یعنی چی؟

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
ميترا

سلام جالب بود پيش منم بيا بلاگ من در مورد کار در منزل براي خانماي باذوقه اگه خواستي منو با همين عنوان لينک کن و بگو به چه اسمي لينکت کنم و يه چيز ديگه وبلاگ منو با اينترنت اکسپلورر باز کن که خوشگلتره منتظرتم مرسي