اجرای استاد

امشب رفته بودم کنسرت استاد پورعطایی و گروه رادها در موسسه خیریه رعد. شب آخر اجرا بود و بسیار خوش گذشت. استاد پور عطایی نوایی بخواند و تو در مقابلش نشسته باشی! فکرش را بکن، عجب حس زیبایی است وقتی استاد "از من چرا رنجیده ای" را می خواند و عجب حال خوشی است حال "سرو خرامان" خراسان. البته گروه رعد گروه سازهای کوبه ای هستند و از سازهایی مثل تنبک و طبل و طبلا و از همه مهم تر دف استفاده می کنند و استاد پور عطایی دوتار می نواخت و می خواند. پسر استاد هم گروه را همراهی می کرد البته جاهایی بد خارج میزد شاید بخاطر حضور پدر بزرگوارش بود وقتی صدای دلنشین استاد را می شنوی نمی خواهی صدای هیچکس را بشنوی. امشب نوایی را پسر استاد اجرا کرد من هم کمی ناراحت شده بودم که چرا نوایی این نوای زیبا را فرزند استاد اجرا کرد ولی در پایان بعد از اینکه استاد و گروهش استیج را ترک کردند و گروه رادها به اجرا پرداختند، یکی از برادران راد استاد را بر روی سن برگرداند و با درخواست مردم استاد نوایی را اجرا نمودند و لذتی بردیم وصف نشدنی!

از من چرا رنجیده ای

ای شمع شب افروز من

از من چرا رنجیده ای

موسیقی خراسان موسیقی عشق است. موسیقی رنج است. موسیقی عواطف انسانی است. موسیقی انسان سازی است. این خاصیت برای منطقه کویری خراسان است زیبایی کویر خلوت بودن آن و به انتهایی زیبایی کویر را می شود در موسیقی خراسان یافت.

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون میروی بی من مرو و ای جان جانان بی تن مرو

وز چشم من بیرون نشو ای شعله تابان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیدن تو دین من و روی تو ایمان من

از لطف تو چون جان شدم و از خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

...

غمت در نهان خانه دل نشیند

بنازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست و مشکل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا

گدایی به شاهی مقابل نشیند

زیبایی محبت را چقدر لطیف بیان می کند شاعر. چه روحیه لطیفی دارد شاعر.

به دنبال محمل چنان زار و گریم

که از گریه ام ناقه بر گل نشیند

به دنبال محمل سبکتر قدم زن

مبادا غباری به محمل نشیند

آی عجبا غبار هم به محمل معشوق نباید بنشیند. آی عجبا...

 نکته بسیار جالب امشب برای من اتفاقی بود که احتمال وقوعش یک به دویست و شصت بود. دنبال صندلیم در سالن می گشتم که یکی از اساتیدم را دیدم خواستم سلام کنم که متوجه شدم شماره صندلیم شماره صندلی کناری استادم هست جالب آنکه امروز من فقط کار های کلاس همین استاد را انجام دادم و مهمانی و کلاس را هم به قول جوانترها پیچوندم حالا باید کنسرت را با او دنبال می کردم. به استادم گفتم یکی از شب های بیاد ماندنی زندگی من همین شب خواهد بود. کنسرت پورعطایی به همراه استاد شریفیان واقعا به آدم خوش می گذرد.  


/ 1 نظر / 4 بازدید
yalda

salam khoobin? torokhoda esme aslie khanandeye navayi ro be man begin man noskheye ghadimi va aslisho mikham