قصاب

- سلام استاد یک کیلو دل و جگر و قلوه می دهی؟

- یک کلیو کلا یا از هر کدام یک کیلو؟

- استاد مگه ما گاویم؟ نه بابا کلا یک کیلو!

- بفرمایید این هم یک کلیو دل و جگر و قلوه.

- استاد چقدر پرداخت کنم؟

- قابل شما را ندارد! می شود خیلی!

خیلی را پرداخت کرد و از مغازه خارج شد می خواست با دوستانش به سفر برود و به این موارد هم نیاز داشت.

- سلام استاد یه چند کیلو گوشت تازه می دهی؟

- آره دکتر جون، چقدر باشد حالا؟

- هر چی باشه فقط صداشو نشنوم که می گه کمه.

- راستی خانوم بچه ها خوبن

- آره بابا چه شونه بد باشن روزی چنصد تومن آدم رو تیغ می زنن می خوای بدم باشن؟

- دکی جون یفرما می شه خیلی خیلی!

دکی جون هم مقدار لازم گوشت برای بستن دهان خانواده محترمشان را گرفتند و رفتند.

- سلام آقا ببخشید مرغ هم دارید؟

- به قیافم نمیاد مرغ داشته باشم؟

- وا... آقا اصلا نمی خوام!

و این خانم بدون خرید مغازه استاد را ترک کرد.

- سلام آقا ببخشید میشه دو تا مرغ متوسط رو به بزرگ بدهید؟

- آره ولی مادر جان مرغ متوسط رو به بزرگ دیگر چه صیغه ایست؟

- می دونی پسرم عروسم با خانواده اش می آیند می خواهم دو تا سفره بیاندازم و نمی خواهم جلوی عروسم کم بیاورم آخه تو خونه مرغ درستی درست کرده بود من هم می خواهم دو تا درست کنم.

- البته، جل الخالق چه مادر شوهر مهربانی! بفرمایید این هم مرغ مخصوص رو کم کنی! خیلی هم نمی شود.

این مادر بزرگوار! هم رفت و به عروسش هم نشان داد دود از کنده بلند می شود.



/ 3 نظر / 2 بازدید