دفتر

خوشحالم چون امروز خبر خوبی شنیدم دوستم با کسی دوست شده بود که خیلی وقت بود می خواستبا او دوست شود چون فکر می کرد که او آدم خوبیست و می تواند با دوستی او به سوی پیشرفت حرکت کند و به تمام خواسته هایش برسد ولی یکی از دوستانم که قبل از من با او دوست بوده به او گفته بوده که ارزش دوستی بیشتر از این حرف هاست و او هم برای من گفت و ادامه داد که اگر ارزش مادی هم نبود می خواستم با او دوست شوم چون آدم خوبی است خوش اخلاق و خوش برخورد است وقتی عصبانی هم هست می خندد وهیچ وقت در این چند وقتی که او را می شناسم صدایش بلند نشده است این ها را که می گفت قبلا هم گفته بود ولی از بس خوشحال بود و انرژی داشت باز تکرار می کرد و من هم خسته نمی شوم چون واقعا خوشحال بودم که بعد از کلی تلاش دوستم رفیق جدیدی پیدا کرده است و من که محرم اسرارش هستم را در جریان گذاشته است آری محرم رازش هستم به قول عمویم که امرسون به او گفته بود: دوست خوب کسی است که می توانم نزد او بلند فکر کنم. آری من دوست خوب او یعنی دفتر خاطراتش هستم. می توانید خاطراتتان را در اختیار من بگذارید!

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
من

وبلاگ جالبی داری. حاضر به تبادل لینک هستی؟ آدرس رو هم ندادن که اگه بودی اوی بگی بعد بیای تو وبم. ضمنا بچه مثبت نترس وبم از این وب چیزیا نیست. ویروسی هم نیست.