کارت اعتباری

به طرف مشکوک شده بود دنبالش رفت، اول وارد رستورانی شد و به کسی که پشت دخل نشسته بود مبلغی پول داد و بسته ای گرفت بسته را در جیبش گذاشت و سوار ماشینش نشد. به طرف ایستگاه اتوبوس رفت او هم اتوبوس را تعقیب کرد. پیاده شد چند دقیقه ای صبر کرد و به طرف ماشین مدل بالایی رفت سوار ماشین شد و با راننده به سمت کافی شاپی رفتند آنجا با آن نفر بحث بالا گرفت و از آنجا بیرون آمد به سمت خیابان رفت و ماشینی را دربست گرفت هنوز تحت تعقیب آن نفر بود! وارد یکی از مراکز خزید شد و کمی خرید کرد و یا همان ماشین به حرکتش ادامه داد. وارد خانه ای شد و بعد از ده دقیقه از آن خانه خارج شد ولی باز هم برای آن ناشناس مشکوک می زد! تعقییبش کرد تا به ایستگاه مترو رسیدند وارد مترو شدند آن نفر وارد واگن شد و آن کسی که تعقیب می کرد خواست وارد خط شود کارت اعتباریش را درآورد روی دستگاه گذاشت ولی اعتبارش تمام شده بود! چون از صبح به کسی که ماشینش را جای قرض به صاحب رستوران داده بود و الباقی اش را گرفته بود و بعد هم با یکی از دوستانش قرار داشت تا با مابه التفاوت پول کاری انجام دهد ولی آن شخص تو کار خلاف بود و با آن سر خلاف بودنش در گیر شده بود و چون آن روز، روز تولد فرزندش بود به مرکز خریدی رفت و هدیه تولد فرزندش را خرید، به خانه اش برد و به همسرش داد تا آمادهاش کند بعد هم به سمت مترو رفت تا به سمت منزل مادرش برود تا او را برای تولد فرزندش بیاورد!

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید