صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | آر اس اس |

درباره



درباره :متولد مهرگان هستم. شبه نویسنده شبه روشنفکر شبه هنرمند. یا شبهی اینها هستم یا شبحی از اینها! * * * شرف دست همین بس که نوشتن با اوست! خوشترین مایه دلبستگی من با اوست. * * * عکس عکسنوشت ها همگی از سایتpropicnet.com است یا عکس.عکاسی * * * این وب سیاسی نسیت، و اگر متنی بوی سیاست می داد شما بویش را نشنیده بگیرید! * * *
پروفایل مدیر : سید محمد

موضوعات

:: بی ویرایش(یک قلم) (۱٢۱)
:: داستانک (۱۱٦)
:: عمومی (۱٤)
:: عکس نوشت (۱۳)
:: دلنوشت (۱٠)
:: خاطره (۸)
:: نقد(نگاه متفاوت) (٥)
:: یادداشت مهمان (٥)
:: انیمیشن (٤)

آرشیو ماهانه

:: اسفند ٩٠
:: امرداد ٩٠
:: تیر ٩٠
:: خرداد ٩٠
:: بهمن ۸٩
:: دی ۸٩
:: آذر ۸٩
:: آبان ۸٩
:: مهر ۸٩
:: شهریور ۸٩
:: امرداد ۸٩
:: تیر ۸٩

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

سايت هاي همکار

اندیشکده یقین-مرکز بررسی های دکترینال
کانون اندیشه جوان
خانه هنرمندان
پایگاه خبری حوزه هنری
موزه هنر های معاصر
خانه سینما
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
انجمن فیلم کوتاه ایران
انجمن مستند سازان سینمای ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر سازان
کانون سینماگران جوان
کانون پرورش فکری هنری کودکان و نوجوانان
هفتمین جشنواره پویانمایی تهران
بنیاد ملی بازی های رایانه ای
شرکت فطرس پویا رایانه
انیماتورهای ایران
ایران کارتون(اولین سایت مرجع کارتون و کاریکاتور)
اولین سرویس دهنده تخصصی فتوبلاگ فارسی
عکس.عکاسی
عکاسی.آسیا(پایگاه تخصصی هنر عکاسی)
دوربین.نت(اولین آژانس عکس خبری ایران)
گالری تخصصی هنرهای دیجیتال(cgart)
گرافیکسولوژی(منبع جامع طراحان و گرافیست ها)
انتشارات سوره مهر
انیمیک(animak)
پیل بان
خط خطی
کاغذ باتله
بازی آنلاین فارسی(myking)
خارج از سرزمین(یازی رایانه ای)
دونات(شهرک اجتماعی دوربین.نت)
كاغذ رنگي(خش خش)
آقا سید مهدی (طلبه)
هنر انقلاب(روح الله رجبی)
وز نو آدمی(احمد رجبی)
بچه های دوره اول را مبین
دیا110(ویدئو)
(گالری عکس)3fr
AliR13
وبلاگ گروهی(APM(
خنده و گریه


آمار و نویسندگان

نويسندگان :

سید محمد

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :






لوگوی ما


لوگو سایت سید محمد
كد لوگوي ما


لوگوی همکاران

لوگو سایت صفر




سحر

وسایلش را جمع کرد. در گوشه اتاق خلوت و بی اثاثش نشست. این آخرین شبی بود که در آن اتاق می زیست، شاید. سیگاری را روشن کرد. دو پکی کشیده بود که سرش را بالا آورد. هنوز ساعت بر دیوار اتاق لخت مانده بود. ساعت نزدیک شش بود و او تمام شب را نخوابیده بود. می نوشت و می نوشت و موسیقی. به طرف پنجره رفت. به طرف شرق ایستاد. سحر را در آسمان می دید. منتظر طلوع فجر بود. وقتی آسمان سرخ شد لبخند زد. انگار خداوند نقاشی میکرد اول صبح. اول زمینه را تیره بر میداریم. بعد کمی روشنش می کنیم و بعد از آن سرخ اضافه می کنیم در حدی که تمام رنگ ها را ببینیم از زرد و نارنجی و قرمز و آبی و.... آری خدا صبح ها، ظهرها، شب ها، نه همیشه کلاس نقاشی دارد . ما همه سوژه اش هستیم. آری او اینگونه فکر می کرد که از دیدن طلوع فجر لبخندی داشت. چون خداوند را یک هنرمند می دید. هنرمندی نقاش و سینمایی و شاید هم اهل انیمیشن. خدا را چه دیدی؟

آری او با دیدن پیروز روشنایی بر تاریکی لبخندی مستانه داشت. شاید بعضی ها هم با دیدن غروب خوشنود شوند و دلیلش را اینگونه بیان کنند که غروب آغازیست برای مبارزه علیه تاریکی. این هم عقیده ایست. ولی تاریکی و روشنی در زندگی ما به طور مساوی تقسیم شده، باید قدر لحظه را دانست چه تنها باشیم چه در جمع.

 



کلمات کلیدی : داستانک، بی ویرایش(یک قلم)

نوشته شده توسط سید محمد در دوشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٤

نظرات ()


مطالب پیشین

:: خاطرات کودکیم (1)
:: آه...! کو لیلی...؟
:: همسایه
:: افطاری زیر گذر
:: کاغذ رنگی
:: یار
:: خودکشی
:: مرگ برگ
:: خرابکاری
:: نهال تنومند

Powered By 3FR.ir Copyright © 2010 by smv
This Themplate By 3FR