صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | آر اس اس |

درباره



درباره :متولد مهرگان هستم. شبه نویسنده شبه روشنفکر شبه هنرمند. یا شبهی اینها هستم یا شبحی از اینها! * * * شرف دست همین بس که نوشتن با اوست! خوشترین مایه دلبستگی من با اوست. * * * عکس عکسنوشت ها همگی از سایتpropicnet.com است یا عکس.عکاسی * * * این وب سیاسی نسیت، و اگر متنی بوی سیاست می داد شما بویش را نشنیده بگیرید! * * *
پروفایل مدیر : سید محمد

موضوعات

:: بی ویرایش(یک قلم) (۱٢۱)
:: داستانک (۱۱٦)
:: عمومی (۱٤)
:: عکس نوشت (۱۳)
:: دلنوشت (۱٠)
:: خاطره (۸)
:: نقد(نگاه متفاوت) (٥)
:: یادداشت مهمان (٥)
:: انیمیشن (٤)

آرشیو ماهانه

:: اسفند ٩٠
:: امرداد ٩٠
:: تیر ٩٠
:: خرداد ٩٠
:: بهمن ۸٩
:: دی ۸٩
:: آذر ۸٩
:: آبان ۸٩
:: مهر ۸٩
:: شهریور ۸٩
:: امرداد ۸٩
:: تیر ۸٩

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

سايت هاي همکار

اندیشکده یقین-مرکز بررسی های دکترینال
کانون اندیشه جوان
خانه هنرمندان
پایگاه خبری حوزه هنری
موزه هنر های معاصر
خانه سینما
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
انجمن فیلم کوتاه ایران
انجمن مستند سازان سینمای ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر سازان
کانون سینماگران جوان
کانون پرورش فکری هنری کودکان و نوجوانان
هفتمین جشنواره پویانمایی تهران
بنیاد ملی بازی های رایانه ای
شرکت فطرس پویا رایانه
انیماتورهای ایران
ایران کارتون(اولین سایت مرجع کارتون و کاریکاتور)
اولین سرویس دهنده تخصصی فتوبلاگ فارسی
عکس.عکاسی
عکاسی.آسیا(پایگاه تخصصی هنر عکاسی)
دوربین.نت(اولین آژانس عکس خبری ایران)
گالری تخصصی هنرهای دیجیتال(cgart)
گرافیکسولوژی(منبع جامع طراحان و گرافیست ها)
انتشارات سوره مهر
انیمیک(animak)
پیل بان
خط خطی
کاغذ باتله
بازی آنلاین فارسی(myking)
خارج از سرزمین(یازی رایانه ای)
دونات(شهرک اجتماعی دوربین.نت)
كاغذ رنگي(خش خش)
آقا سید مهدی (طلبه)
هنر انقلاب(روح الله رجبی)
وز نو آدمی(احمد رجبی)
بچه های دوره اول را مبین
دیا110(ویدئو)
(گالری عکس)3fr
AliR13
وبلاگ گروهی(APM(
خنده و گریه


آمار و نویسندگان

نويسندگان :

سید محمد

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :






لوگوی ما


لوگو سایت سید محمد
كد لوگوي ما


لوگوی همکاران

لوگو سایت صفر




چرک کف دست

در منزلش نشسته بود، گوشی به دست. تنها بود، خانواده را فرستاده بود، مسافرت، تا بهتر و بیشتر بتواند به کارهایش برسد. داشت در مورد ترخیص پارتی جدیدی که وارد کرده بود، با وکیلش صحبت می کرد. از طرفی غدایی که همسرش برایش درست کرده بود را روی گاز گذاشته بود تا گرم شود، بنده خدا بلد نبود با ماکروویو کار کند! تلفنش طول کشید، آخر بحث سر چند میلیارد بود و فرار از مالیاتش از راههای شبه قانونی. آنقدر درگیر کار و این چند میلیارد چرک کف دست شده بود که یادش رفت غدایی روی گاز دارد. بعد از چند دقیقه، نزدیک به پنجاه دقیقه بوی سوختگی حس کرد. بی توجه به آن به صحبتش ادادمه داد، بعد از چند دقیقه حسگر دود منزلش به صدا درآمد، با خودش گفت من که سیگار نمی کشم پس حتما خراب شده است، در دفتر کنار دستش نوشت اسموک ست! تا بدهد درستش کنند. کمی بعد دود را بالای سرش حس کرد. این دیگر توهم نبود، تازه یادش آمد که غذایی روی گاز است. آن را سوزانده بود، غذایش لوبیا پلو بود.کمی از لوبیاهایی که نسوخته بود را شکار کرد و با چند دانه برنجی که نسوخته بود، خورد!

پ.ن: این متن را همین الآن نوشتم به خاطر اینکه دیشب اینترنتم قطع بود،

 



کلمات کلیدی : بی ویرایش(یک قلم)، داستانک

نوشته شده توسط سید محمد در سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢۸

نظرات ()


مطالب پیشین

:: خاطرات کودکیم (1)
:: آه...! کو لیلی...؟
:: همسایه
:: افطاری زیر گذر
:: کاغذ رنگی
:: یار
:: خودکشی
:: مرگ برگ
:: خرابکاری
:: نهال تنومند

Powered By 3FR.ir Copyright © 2010 by smv
This Themplate By 3FR