صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | آر اس اس |

درباره



درباره :متولد مهرگان هستم. شبه نویسنده شبه روشنفکر شبه هنرمند. یا شبهی اینها هستم یا شبحی از اینها! * * * شرف دست همین بس که نوشتن با اوست! خوشترین مایه دلبستگی من با اوست. * * * عکس عکسنوشت ها همگی از سایتpropicnet.com است یا عکس.عکاسی * * * این وب سیاسی نسیت، و اگر متنی بوی سیاست می داد شما بویش را نشنیده بگیرید! * * *
پروفایل مدیر : سید محمد

موضوعات

:: بی ویرایش(یک قلم) (۱٢۱)
:: داستانک (۱۱٦)
:: عمومی (۱٤)
:: عکس نوشت (۱۳)
:: دلنوشت (۱٠)
:: خاطره (۸)
:: نقد(نگاه متفاوت) (٥)
:: یادداشت مهمان (٥)
:: انیمیشن (٤)

آرشیو ماهانه

:: اسفند ٩٠
:: امرداد ٩٠
:: تیر ٩٠
:: خرداد ٩٠
:: بهمن ۸٩
:: دی ۸٩
:: آذر ۸٩
:: آبان ۸٩
:: مهر ۸٩
:: شهریور ۸٩
:: امرداد ۸٩
:: تیر ۸٩

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

سايت هاي همکار

اندیشکده یقین-مرکز بررسی های دکترینال
کانون اندیشه جوان
خانه هنرمندان
پایگاه خبری حوزه هنری
موزه هنر های معاصر
خانه سینما
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
انجمن فیلم کوتاه ایران
انجمن مستند سازان سینمای ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر سازان
کانون سینماگران جوان
کانون پرورش فکری هنری کودکان و نوجوانان
هفتمین جشنواره پویانمایی تهران
بنیاد ملی بازی های رایانه ای
شرکت فطرس پویا رایانه
انیماتورهای ایران
ایران کارتون(اولین سایت مرجع کارتون و کاریکاتور)
اولین سرویس دهنده تخصصی فتوبلاگ فارسی
عکس.عکاسی
عکاسی.آسیا(پایگاه تخصصی هنر عکاسی)
دوربین.نت(اولین آژانس عکس خبری ایران)
گالری تخصصی هنرهای دیجیتال(cgart)
گرافیکسولوژی(منبع جامع طراحان و گرافیست ها)
انتشارات سوره مهر
انیمیک(animak)
پیل بان
خط خطی
کاغذ باتله
بازی آنلاین فارسی(myking)
خارج از سرزمین(یازی رایانه ای)
دونات(شهرک اجتماعی دوربین.نت)
كاغذ رنگي(خش خش)
آقا سید مهدی (طلبه)
هنر انقلاب(روح الله رجبی)
وز نو آدمی(احمد رجبی)
بچه های دوره اول را مبین
دیا110(ویدئو)
(گالری عکس)3fr
AliR13
وبلاگ گروهی(APM(
خنده و گریه


آمار و نویسندگان

نويسندگان :

سید محمد

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :






لوگوی ما


لوگو سایت سید محمد
كد لوگوي ما


لوگوی همکاران

لوگو سایت صفر




پرسه!

در اتاقش نشسته بود. در اتاقش باز شد. کسی نبود! کمی ترسید. نه! چیز خاصی نبود، پنجره اتاق رو برویی باز بود، برای همین در اتاق او باز شده بود. چیز خاصی نبود‍! در اتاقش را بست. کمی کتاب خواند، کمی موسیقی گوش کرد و کمی فکر کرد. حوصله اش سر رفته بود. برای همین از خانه خارج شد. با خودش گفت پرسه در کوچه ها بهتر از نشستن در اتاق است! برای پرسه به بیرون از اتاقش رفت. به یک ماشین رسید. ماشین خیلی خیلی ماشین بود. کمی جلوتر به ساختمانی رسید که خیلی وقت بود به آن نگاه نکرده بود. ساختمان را از نو ساخته بودند. برای همین بسیار زیبا جلوه می کرد. کمی جلوتر به دختر همسایه رسید، همان دختری که زمانی از او خوشش می آمد. خواست سلام کند که دستش را آقایی گرفت. آری دختر مورد علاقه اش هم ازدواج کرده بود! کمی جلو تر به پارکی رسید. وارد پارک شد. کمی که داخل شد. به محل بازی بچه ها رسید. ناگهان دادی زد. از آن دادهایی که آدم از سر درد می کشد. آخه یادش آمد در همان محل دوبار یک دستش شکسته بود و یک بار هم پایش مو برداشته بود. آخر او بچه شیطونی بود. با بچه ها خواست بازی کند. خانواده ها نگذاشتند. چون او کمی ترسناک شده بود. برای اینکه بعد از سه سال از خانه خارج شده بود. آخرین باری که از خانه خارج شده بود برای دفن پدرش بود و بعد از آن در خانه کنجی را اختیار کرده بود تا به خود بیاید. او در گذشته اش خیلی کار ها را انجام داده بود خیلی کارها را. برای همین می خواست کمی به به خود بیاید و بقیه زندگی اش را در تباهی نباشد. آری تباهی. تباهی که با مشغول شدن به دنیا برای ما ایجاد می شود. شاید در این سه سال او در خودش پرسه می زده!

 

 



کلمات کلیدی : بی ویرایش(یک قلم)، داستانک

نوشته شده توسط سید محمد در یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱٢

نظرات ()


مطالب پیشین

:: خاطرات کودکیم (1)
:: آه...! کو لیلی...؟
:: همسایه
:: افطاری زیر گذر
:: کاغذ رنگی
:: یار
:: خودکشی
:: مرگ برگ
:: خرابکاری
:: نهال تنومند

Powered By 3FR.ir Copyright © 2010 by smv
This Themplate By 3FR