صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | آر اس اس |

درباره



درباره :متولد مهرگان هستم. شبه نویسنده شبه روشنفکر شبه هنرمند. یا شبهی اینها هستم یا شبحی از اینها! * * * شرف دست همین بس که نوشتن با اوست! خوشترین مایه دلبستگی من با اوست. * * * عکس عکسنوشت ها همگی از سایتpropicnet.com است یا عکس.عکاسی * * * این وب سیاسی نسیت، و اگر متنی بوی سیاست می داد شما بویش را نشنیده بگیرید! * * *
پروفایل مدیر : سید محمد

موضوعات

:: بی ویرایش(یک قلم) (۱٢۱)
:: داستانک (۱۱٦)
:: عمومی (۱٤)
:: عکس نوشت (۱۳)
:: دلنوشت (۱٠)
:: خاطره (۸)
:: نقد(نگاه متفاوت) (٥)
:: یادداشت مهمان (٥)
:: انیمیشن (٤)

آرشیو ماهانه

:: اسفند ٩٠
:: امرداد ٩٠
:: تیر ٩٠
:: خرداد ٩٠
:: بهمن ۸٩
:: دی ۸٩
:: آذر ۸٩
:: آبان ۸٩
:: مهر ۸٩
:: شهریور ۸٩
:: امرداد ۸٩
:: تیر ۸٩

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

سايت هاي همکار

اندیشکده یقین-مرکز بررسی های دکترینال
کانون اندیشه جوان
خانه هنرمندان
پایگاه خبری حوزه هنری
موزه هنر های معاصر
خانه سینما
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
انجمن فیلم کوتاه ایران
انجمن مستند سازان سینمای ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر سازان
کانون سینماگران جوان
کانون پرورش فکری هنری کودکان و نوجوانان
هفتمین جشنواره پویانمایی تهران
بنیاد ملی بازی های رایانه ای
شرکت فطرس پویا رایانه
انیماتورهای ایران
ایران کارتون(اولین سایت مرجع کارتون و کاریکاتور)
اولین سرویس دهنده تخصصی فتوبلاگ فارسی
عکس.عکاسی
عکاسی.آسیا(پایگاه تخصصی هنر عکاسی)
دوربین.نت(اولین آژانس عکس خبری ایران)
گالری تخصصی هنرهای دیجیتال(cgart)
گرافیکسولوژی(منبع جامع طراحان و گرافیست ها)
انتشارات سوره مهر
انیمیک(animak)
پیل بان
خط خطی
کاغذ باتله
بازی آنلاین فارسی(myking)
خارج از سرزمین(یازی رایانه ای)
دونات(شهرک اجتماعی دوربین.نت)
كاغذ رنگي(خش خش)
آقا سید مهدی (طلبه)
هنر انقلاب(روح الله رجبی)
وز نو آدمی(احمد رجبی)
بچه های دوره اول را مبین
دیا110(ویدئو)
(گالری عکس)3fr
AliR13
وبلاگ گروهی(APM(
خنده و گریه


آمار و نویسندگان

نويسندگان :

سید محمد

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :






لوگوی ما


لوگو سایت سید محمد
كد لوگوي ما


لوگوی همکاران

لوگو سایت صفر




مردن ممنوع


از خانه خارج شد و گفت عجب روز قشنگی!

کمی که از خانه دور شد، یکی از بهترین ماشین هایی که دوست داشت را دید! با خودش گفت عیب نداره! می خرمش کیِش مهم نیست مهم این که می خرمش شاید اون دنیا! ولی مطمئن بود که امروز روز خوبی است!

خواست به خرید برود. آن مغازه ای که می خواست از آن خرید کند بسته بود! با خودش گفت باز هم می دانم امروز بهترین است! بسته اس که بسته اس! فردا می خرم مهم نیست!

به محل کار رفت خواست کار کند، دیر رسیده بود سیستمش را داده بودند به یک نفر دیگر و او باید با دست کار می کرد و به کامپیوتر دسترسی نداشت! ولی باز هم فکر می کرد که بهترین روز است!

به دانشگاه رفت تا مدارکش را بگیرد، ندادند، چون سرباز بود! گفت درست می شود امروز باید روز خوبی باشد من مطمئنم!

به خانه برگشت. برای خرید یک بازی از خانه خارج شد، آن بازی که او می خواست تمام شده بود. یا خودش گفت آیا امروز روز خوبی است؟

در خانه با دوستش بر سر یک مسئله کوچک قهر کرد. با خوب گفت فکر نمی کنم امروز روز خوبی باشد!

تا خواست به بازی بپردازد، خانواده اش به او گفتند پسر جان الآن موقع امتحاناتت برو درستو بخون! به خودش گفت امروز روز خوبی نیست!

به طرف کامپیوترش رفت تا برای پدرش بیزینسش را چک کند، پدرش ورشکسته شده بود! گفت امروز روز مرگ است! باید مرد!

ولی با خودش تصمیم گرفت به مقابله بپردازد اگه پدرش ورشکسته شده و از شنیدن خبر شاید بمیرد مهم نیست! مهم آن است که او می تواند در مقابل سختی ها بایستد!

 

 

 

 



کلمات کلیدی : داستانک، بی ویرایش(یک قلم)، عکس نوشت

نوشته شده توسط سید محمد در یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٥

نظرات ()


مطالب پیشین

:: خاطرات کودکیم (1)
:: آه...! کو لیلی...؟
:: همسایه
:: افطاری زیر گذر
:: کاغذ رنگی
:: یار
:: خودکشی
:: مرگ برگ
:: خرابکاری
:: نهال تنومند

Powered By 3FR.ir Copyright © 2010 by smv
This Themplate By 3FR